نامه ۶۱: هولیگان

شنبه 7 بهمن‌ماه سال 1391 ساعت 09:05

سلام پسرم  

یکی از سرگرمیای دنیای آدمبزرگا فوتباله .اگر بخوام دقیقتر برات توضیح بدم یجور بازیه . بازی که میدونی چیه ؟ آدما چه بزرگ و چه کوچیک  با هم بازی میکنن تا بهشون خوش بگذره و تفریح کنن و لذت ببرن . 

فوتبال هم یجور بازیه و تو این بازی دو دسته آدم با هم رقابت میکنن و تلاش میکنن تا یه توپ قلقلی رو وارد دروازه حریفشون بکنن . خیلی بازی جذاب و جالبیه و هم انجامش و هم تماشاش لذت بخشه . 

تو کشور ما دو تا تیم مشهور فوتبال وجود داره که رنگ پیرهن یکشون قرمزه و اون یکی آبیه 

معمولا طرفدارهای فوتبالی هر جای دنیا طرفدار تیم همشهریشون هستن اما تو کشور ما مثل باقی قضایا این قضیه هم فرق داره . این دو تا تیم همه جای ایران طرفدارهای متعصب دارن و این طرفداری هم هیچ قانون خاصی نداره و ممکنه توی یک شهرستان طرفدارهای آبی و قرمز از طرفدارهای تیم خود شهرستان هم بیشتر باشن . ممکنه دو تا داداش یا یه پدر و پسر تو یه خونواده باشن که هرکدوم طرفدار یکی از این دو تیم باشن . 

اصلا یادم نیست که چطور شد طرفدار یکی از این دو تا تیم شدم اما خوب یادمه وقتایی که بازی دربی شروع میشد از یکی دو ساعت قبلش تا موقع تموم شدن بازی از هیجان و استرس نمیتونستم نفس بکشم .  

اما چند سالی هست که تماشای بازیای فوتبال برام نه تنها لذتبخش نیست بلکه آزاردهنده و اعصاب خوردکن هم هست . مثل بازی دیروز که واقعا از وقتی که برای تماشاش گذاشتم پشیمونم و ایکاش مینشستیم با مامانی یه فیلم نگاه می کردیم . یه مشت بازیکن مفتخور که اگه قرارداداشون رو جمع می کردی از ۶۰ ملیاردم بیشتر میشد ۹۰ دقیقه تموم توی زمین با هم توپ بازی کردن و راه رفتن . واقعا حیف وقت و انرژی این چند میلیون طرفدار و تماشاگر . 

 

پسرم دوست ندارم تو رو به هیچ کاری مجبور کنم یا از چیزی نهی کنم اما از صمیم قلب دوست دارم هیچ وقت به فوتبال علاقه مند نشی . حداقل در شرائط فعلی امیدوارم وقت و انرژی و هیجانت رو جای دیگه ای سرمایه گذاری کنی که فایده بیشتری عائدت بشه .  

امیدوارم اگر روزی ناچار شدیم با هم بریم استادیوم اوضاع و احوال یجور دیگه باشه . مثلا مردم انقدر شعور پیدا کرده باشن که توی سر هم نارنجک و ترقه نندازن . انقدر فهم داشته باشن که شعارهای زشت و فحش های رکیک از دهنشون در نیاد . اصلا چرا مردونه اش می کنیم ؟ شرائط یطوری باشه که مامانت هم با ما بیاد استادیوم . مثل همه جای دنیا . 

شرمنده ام پسرم اما با شرائط فعلی که این تیمها با مالیات من کارمند و از جیب مردم دزدی میکنن و میدن به این بازیکنای بی غیرت و سودجو ٬ نه تنها نمیبرمت استادیوم بلکه اگه بخوای از تلوزیون هم تماشا کنی نمیتونم همراهیت کنم . 

ببخشید پسرم  

 

نظرات (4)
شنبه 7 بهمن‌ماه سال 1391 ساعت 09:15
حالا واس استادیوم زودها
میشه رفت شهر بازی در مورد شهر بازی هم واس شادوماد حرف بزنید که بدونه چه جاییه
امتیاز: 0 0
پاسخ:
خواستم یه ربطی به بازی دیروز داشته باشه
شنبه 7 بهمن‌ماه سال 1391 ساعت 13:06
سلام
چه بهتر که نمیایی استادیوم
عمو جون بیا خودم میبرمت.فقط امیدوارم مثل بابات در تشخیص رنگ دچار اشتباه نشی آخه بابات پرسپولیس رو دوست داشت ولی چون کور رنگی داشت آبی رو قرمز میدید
دانیال جان من با ترقه و اینجور چیزا مخالفم ولی فحش بذار باشه.خیییییلی خوبه کیف میده
امتیاز: 0 0
پاسخ:
اینشالا دخترت مثل خودت بی منطق نباشه
شنبه 7 بهمن‌ماه سال 1391 ساعت 17:23
باریکلا عموی بچه پایه...
ولی ببخشید عموی بچه من بیشتر با بابای بچه موافقم
امتیاز: 0 0
پاسخ:
مرسی
شنبه 7 بهمن‌ماه سال 1391 ساعت 23:37
گاهی خواننده با بعضی از بخش های یه پست بیشتر از بقیه ی پست همذات پنداری می کنه ... "شرائط یطوری باشه که مامانت هم با ما بیاد استادیوم" ... هر چند شما اندر معایب طرفداری از آبی و قرمز نوشتید ... ولی من به شخصه ... با وجود تمام انتقادهای به جای ِ مورد اشاره در اینجا ... خیلی دوست دارم واسه یه بارم که شده برم استادیوم ... به قول یکی از دوستان بهتره به جای اینکه بگیم "استادیوم صد هزار نفری آزادی" ... بگیم "استادیوم صد هزار پسری ِ آزادی !" ...
امتیاز: 0 0
پاسخ:
زینب خانوم قول میدم اگر فقط هزار تا تماشگر خانوم هم توی استادیوم باشن و ۹۹ هزارتا آقا هم فحش و بی تربیتی کمتر میشه همینکه بازیکنا انقدر بد بازی نمیکنن
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)

نام :
ایمیل :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد