X
تبلیغات
رایتل

جمعه 12 دی‌ماه سال 1393 ساعت 02:55

احتمالا یکی از اولین قدم های مستقل شدن بچه اینه که جای خوابش از پدر و مادر جدا باشه

این الان شده برامون مثل کابوس

مانی همین که چشمش رو باز میکنه دنبال من و مهربان می گرده

چند شب پیش تازه خوابش برده بود و مهربان توی اتاق دیگه ای داشت کار می کرد

من هم روی کاناپه داشتم با موبایل ور می رفتم

مانی یک لحظه از خواب بیدار شد و دید که مهربان نیست و من رو هم ندید

همینطور گریه کنان دوید به سمت آشپزخونه و بعد شروع کرد با دست کوبیدن به شیشه در حیاط خلوت

چون فکر می کرد من اونجا هستم

دویدم و بغلش کردم

و وقتی خیالش راحت شد که کنارش هستم دوباره خوابید

واقعا نمیدونم چطور باید بهش یاد بدیم که اتاقش باید جدا باشه

و بچه دوم هم مشکل رو سخت تر میکنه

چون اگر اون رو پیش خودمون نگه داریم و اتاق مانی جدا باشه

ممکنه حسادت بکنه

این قضیه حالا شده معضل فکری من و مهربان

و میدونیم هرچی زمان بگذره

سخت تر میشه اتاقش رو از خودمون جدا کنیم



نظرات (9)
جمعه 12 دی‌ماه سال 1393 ساعت 11:26
اتفاقا این مسىله دغدغه ى فکرى منم هست.
تا حالا سه بار جاى خواب زهرا رو عوض کردم و هرسه بار بعد یک ماه برگشته پیش ما.
میگن بچه ها سه سالگى مستقل میشن و بهتره تا اون موقع جاشون جدا نشه. زهرا فروردین سه ساله میشه. اگر تجربه موفقیت امیزى داشتم حتما مینویسم!
امتیاز: 0 0
جمعه 12 دی‌ماه سال 1393 ساعت 17:40
فکر کنم کار سختی باشه اما مطمئنم از پسش برمیاین. هم شما و هم مانی.
امتیاز: 0 0
جمعه 12 دی‌ماه سال 1393 ساعت 18:07
به این زودی؟؟؟گناه داره
صبر کنین مانی بره کلاس اول بعد اتاقشو جدا کنین!!!

ببرین تو اتاقش بخابونین و یه چن شبی رو یکی از شما ها تو اتاقش کنارش بخوابین!!! یکی از شماها،بعدش نمیدونم باید چیکار کنین!!!

خب تجربه ندارم دیگه!!!
امتیاز: 0 0
جمعه 12 دی‌ماه سال 1393 ساعت 21:48
واای خیلی کار سختیه برای همین دکتر ِرایمون به ما گفت از همین الان باید جدا بخوابه و ما هم تقریبا یک ماه پیش این کار رو کردیم برای خودمون هم خیلی سخت بود..به خصوص که من همش شبا عادت داشتم چندین بار هی نگاهش کنم و چک کنم که حالش خوب باشه و مشکلی نباشه ولی الان هم اون عادت کرده هم ما ...البته من شنیده بودم ازشش ماهگی بچه باید توی اتاق خودش بخوابه.
امتیاز: 0 0
شنبه 13 دی‌ماه سال 1393 ساعت 10:55
فکرمیکنم شما لازمه که یه مشاور یا روانشناس خانواده داشته باشید چون هم مطالعه زیادی نداشته اید و هم دوبچه بفاصله کم مسائل خاص خودش رو داره..و یکم پیچیده تره..نزارید دیر بشه..شایدم تا حالا دیر شده باشه چون از ششماهگی باید یکسری رفتارها و کارهایی انجام داد که تا اخر عمر تاثیرش باقیه.
سی دی های دکترهلاکویی از یکسالگی تا الی آخر هم در بازار هست که میگن خیلی کمک خوبیه..موفق باشید.
امتیاز: 0 0
شنبه 13 دی‌ماه سال 1393 ساعت 13:18
خب الان زوده واسه ی این کار...از 4 سالگی کم کم باید جداش کرد. معلومه الان نمیتونه...چون هنوز وابسته ی پدر و مادرشه...عچله نکنید...

سر وقتش خیلی راحت جدا میشه..
امتیاز: 0 0
سه‌شنبه 16 دی‌ماه سال 1393 ساعت 07:28
تختش جداست؟ اگر نیست، تختش را جدا کنید. نصف کار همین است. ایشالا بقیه اش هم پدر خودتان و خودش درمیاید تا عادت کند دیگر. مگر خون شما از ما پررنگ تر است؟ ما هم بابامون دراومد تا بچه ها عادت کردند!!
امتیاز: 0 0
دوشنبه 29 دی‌ماه سال 1393 ساعت 20:47
بعد مدتها سلام به بابا و مامان مهربان مانی
بعد مدتها امروز فرصتی داشتم برای وبلاگ خوندن و مطابق عادت همیشگی اول از جوگیریات شروع کردم و از همونجا به اینجا رسیدم
اول تبریک فراوان برای فرزند دوم (الان مشخص شد خیلی وقته وبلاگ نخوندم؟)
دوم تجربه خودم؛ اتاق مانی رو از همین الان جدا کنید یعنی قبل به دنیا اومدن دومی و برای دومی هم یه تخت کوچیک تو اتاق مانی بزارید گرچه برای مهربان خیلی سخت خواهد شد اما اگر نمی خواهید تخت دو نفره تون به چهار نفره تبدیل بشه این سختی رو به جون بخرید چون فرزند اول معلم فرزند دومه و اگر اون عادت نکرده باشه اقلا تا زمان مدرسه پسرا مجبورید 4نفره شدن تختتون رو تحمل کنید که اصلا تجربه خوبی نیست

راستی اصلا منو یادتون میاد؟؟
امتیاز: 0 0
سه‌شنبه 6 بهمن‌ماه سال 1394 ساعت 15:55
چه اشکالی داره همتون تو یه اتاق بخوابید.ایجاد کابوس برای بچه که بدتره. بچه های من تا هر وقت دلشون خواست پیش من خوابیدن.الان هم از همه کسانی که می شناسم استقلال بیشتری دارن.سخت نگیرید
امتیاز: 0 0
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)

نام :
ایمیل :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد