X
تبلیغات
رایتل

نامه ۱۸ : رفاقت

شنبه 20 آبان‌ماه سال 1391 ساعت 08:47

سلام تمشک کوچولو ! 

 

توی نامه قبلی برات از فامیل نوشتم . اشخاصی که بواسطه خون و رگ و ریشه با تو نسبت دارند . این نسبت یا از من و مادرت  یا اینکه بعدها که خودت بزرگ شدی و عروس شدی یا داماد بواسطه خانواده همسرت به تو به ارث میرسه ... 

 

اما توی زندگی یه آدمهایی هم هستند که دلیل بودنشون در کنار تو نسبت فامیلی نیست .  

این آدمها  اسمشون هست دوست و اگه رابطه دوستی شما خیلی محکم بشه بهشون میگن رفیق .... 

 

تو وقتی بدنیا بیای از وقتی که چشم باز کنی و بتونی تصاویر دور و برت رو درک بکنی با این حقیقت روبرو میشی که تنها بودن خیلی سخته و این راه رو تا آخرش اگه با همراه بری کمتر متوجه سختی ها و تلخی هاش میشی ... 

 

 

توی مهمونی ها ٬ توی مهد ٬ توی مدرسه ٬ دانشگاه ٬ سربازی و محل کار تو با یک عالمه آدم برخورد خواهی کرد که از بین اینهمه آدم با یه تعداد خیلی کمی از اونها دوست خواهی شد  و از بین این دوستها یک تعداد خیلی کمی میشن رفیقت ... 

 

میدونی تمشک کوچولو ! 

باید بزرگ بشی و خودت رفیق داشتن رو تجربه کنی تا متوجه بشی چی میگم . 

 

رفاقت یه حس فوق العاده است . حسی که تو نه با دوست نه با فامیل و نه با هیچکس دیگه ای مشابهش رو تجربه نخواهی کرد . 

 

امیدوارم آدم خوبی باشی که بتونی دوستهای خوبی پیدا کنی ... 

 

نظرات (2)
شنبه 20 آبان‌ماه سال 1391 ساعت 11:52
وقتی شما ها پدر و مادرش باشین میشه آدم خوبی هم نباشه ؟!!!
امتیاز: 0 0
پاسخ:
مرسی
شنبه 20 آبان‌ماه سال 1391 ساعت 12:51
دوستی در عالم بچگی رو خیلی دوست میدارم حس خیلی خوبی داره
امتیاز: 0 0
پاسخ:
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)

نام :
ایمیل :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد