ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
1 | 2 | 3 | 4 | |||
5 | 6 | 7 | 8 | 9 | 10 | 11 |
12 | 13 | 14 | 15 | 16 | 17 | 18 |
19 | 20 | 21 | 22 | 23 | 24 | 25 |
26 | 27 | 28 | 29 | 30 | 31 |
یکی از وظایف باباها اینست که وقتی بچه شیرش را خورد او را بغل بگیرند و آرام پشتش بزنند تا آروغ بزند .
بر خلاف ظاهر نه چندان دلچسبش اتفاقا وظیفه بسیار شیرین و لذتبخشی است .
مخصوصا وقتی این بچه آقا مانی باشد و مثل کوالا بچسبد به سینه شما و همانطور معصوم و ناز مثل فرشته ها خوابش ببرد
آن وقت دوست دارید زمان توی همین ساعت و دقیقه و ثانیه بایستد و تا آخر دنیا فرشته ای در بغلتان تند تند نفس بکشد و شما تنش را بو کنید و همینطور مدام هی تماشایش کنید
تماشایش کنید
تماشایش کنید
تماشایش کنید
تا آخر آخر آخر دنیا ...
خیلی خوشگله
یعنی واقعا آدم چنین فرشته ای داشته باشه دیگه از خدا چی میخواد بابک؟
اما این بچه رو اینجوری نگیر بابا اذیت میشه خوب!
الهی ... جیگرشو... وای بابک تو به خدا آدم رو وادار می کنی تو این بی پولی بچه دار بشه...
واقعا تو محشری... وای چقدر الان به این عکس و این حالتت غبطه می خورم... به این احساس نابت...
من دلم می خواد زود بیام مانی رو ببینم... میدی بغلش کنم یه کم؟
جاااااااااااااااانم اسحاقی فسقلی
اولین فرصت بده روی پیشونیت "من و این همه خوشبختی محاله" رو تتو کنن که حالا حالا ها یادت نره خوشبختی ینی همین لحظه، همین ثانیه، همین عکس، یعنی گرمای نفس این فسقلی و بوی آروغش
یه بابایی بود می گفت یه مرد سه بار یتیم می شه: از پدر، از مادر و از زن...
احتمالا اون بابا یادش رفته بوده ادامه ی جمله اش بگه: یه مرد دو بار بزرگ می شه، مرد می شه، یه بار پا به پای زنش، یه بار ثانیه به ثانیه با پسرش
مرد شدی کیاااا، به خداااا
یعنی این دستکش هاش منو کشته ولی چه عکس خوشگلی شده ها
هزار ماشااله
جانممممممم...............فدای این جغله ی خودمون و بابای ایستاده با کیبوردش........وای که دلم ضعف رفت.

خدا حفظتون کنه ایشالله و سالهای سال مانی عزیزم در پناه اول خدا و بعد اون دستهای باابهت پدرانه باشه .
آمین یا رب العالمین.
سلام
مانی کوچولو سلام نمی دونی بابا جونی با چه عشقی تو رو بغل کرده. خدا تو رو برای پدر و مادرت و پدر و مادرت رو برای تو حفظ کنه.
کانگورو که میره تو کیسه مامانش
یک همچین حسی داره
ای جانم چه بال حال خوابیده کوچولوی دوست داشتنی
ااااای جااااااااااانممم...ناااااااازززززززی ...
اون کلاه شو..دستکششو ببینننننن...
نفس فرشته...لالایی.. آروم بخواب رویای زمین....
بابک جان حواست باشه...یه وقت نکنه تلفنت زنگ بخوره اون دست چپت رو از پشت مانی برداری و بچه پشت بزنه...؟؟...
آخی جانم.چقدر کوشولوئه
ای جااااااااااااااااااااااااااااان دلمممممممممممم مانی خوشگلمممم...الهی قربونش برممم من...فدای اون لپاش بشم...بابک یعنی این دفعه که ببینمش واقعاً میدزدمش! دلم لک زده واسه دیدنش و بوییدنش...بوی خدا رو میده انگار....
خدا حفظت کنه فرشتهٔ کوچولوی ناز...عمه الی دورت برده آخه...
وای خدا وای خدااااااااااااجون
هیچی قشنگتر از این نیس
که سر صبحی یه همچین
عکسی رو ببیییینی و یه
عالمه کیف کنننننننننی
حتما حس های خوبی
داره.خدا این فرشته
رو واستون حفففظ
کننه.لاحول ولاقوة
الا بالله ،،،،العلی
العظیم******
یاحق...
برده* همون بگرده هستا!
بابا بودن بهت خیلی میاد بابک...اون روز هم بهت گفتم..بازم میگم...
خدا مانی رو زیر سایهٔ تو و مهربان قشنگم نگه داره...عمر هر سه تون طولانی و روزهاتون شاد و عاشقونه...
ای جان دلم
جان دلممممممممممممممممممممممم کوچولوی دوست داشتنی
همین که عکسو دیدم یه حس قشنگی بهم منتقل شد
هم شما هم این فرشته خیلی آرامش دارین توی این عکس
خدا حفظتون کنه و لحظه لحظه هاتون پر از حسای قشنگ...
خیلی صحنه قشنگیه. یادمه یه عکسی در این وبلاگ گذاشته بودین که بابا پای بچه اش رو میبوسید. این عکس از اون هم قشنگتره.
خدا حفظش کنه واستون.
عی جاااااااااااااااااااااانم...
پر از حس خوب شدم بابک...
راس میگه اله بابا شدن خیلی بهت میات...
الهی خووش باشید هر سه توون
خدا حفظش کنه .ماشالله .چقدر نازه .
خدا حفظش کنه
الهی چه ناز خوابیده . بهتون پدر شدن خیلی میاد
عزیزم...
بابک همینجوری ادامه بدی کار میدی دست همه ی متاهلای بلاگستان...
یعنی من انقدرهسستم که بزرگ
شدن مانی رو ببینم!وااااای خدا.
که یه روز دیگه یه عکس دیگش
رو بذاااااری بگی داریم میریم
واسش کیف و کفش و لباس
مدرسه بگیریم...یا یه روزی
بگی دومادیشه.....خیلی
دوووس دارم باشم ببینم
اون روز رو...............
یاحق...
الهی من بگردم واسه این مظلومیت و معصومیت این فرشته ی کوچولو...چقدر آروم خوابیده ...چقدر معصومانه ...
می دونید آقای اسحاقی همه ی این آرامش را مدیون جای گرم و امن سینه ی بابای مهربونی مثل شماست و وجود مامان نازنینی مثل مهربان جان .
انشاالله که همیشه در پناه خدا این تکیه گاه امن براش باشه .و لحظه لحظه هاتون پر از امنیت و شادی و خوشی ...
خدا حفظش کنه .ماشاالله..
واااااااای چه عکس عشقولانه ای. چقددددددر دنیای بچه ها قشنگه. آرامش بی نهایت. بابا اینقدر عکس این فرشته رو نذار آدم دلش میخواد بچلونتش
من
مانی
میقه
به خصوص مانی در این حالت میقه
مواظب پای بچه باش اسحاقی جان.دردش گرفت.
مانی گوگولـــــــــــــــــــــــی.
من چرا از صبح تا حالا از دیدن این عکس سیر نمی شم؟
الهییییییییییییییییییییییییی من بگرررررررردممممشششش
جااااااااااااااااااااااااانم چقد گوگولیییییییییییهههههههههه
لپاشو باید گاز بگیرررری
باباش اینجوری نگیرش کمر بچه نابود میشه خووووو
من قبلا گفته بودم عااااااشققققق بچه کوآلاهام؟؟؟؟؟!!!!
ولی شبیه کوالا نه شبیه اون بچه لاکپشت گوگولیه تو نمو ئه
قربونش برم من
تولد مانی کوچولو مبارک زنده باشه در سایه پدر ومادر
پدر شوور عزیز این همه از ما نظر سنجی شد که اسم اوشون چی باشه و اینا، آخرش که مانی شد
مبارک باشه ایشالا
ینی اون اسمهای ما داستان شد؟
البته مانی هم قشنگه بهش هم میاد
دیگه اینقد بوسش نکن، تموم میشه خو
خدای من این کوچولو رو ببین . الهی همیشه سالم باشه و سالم باشید.
بابک جان یه تعلیم کوتاه مدت فشرده لازم داری برای بغل کردن بچه ،برای آروغ زدن آن ، در چه حالاتی بچه توی بغل باشه راحتتره ، نیست دو تاشو بزرگ کردم الان دیگه ادعام میشه
هر چند که پیش مامان ناهید عزیز ما انگشت کوچیکش هم نمیشیم.
واااااااااااااااااای!این عکس!این حس!معرکه ست!
ای جانم....
جاااانم مانییی کوچولووی تپلوووی من
دلم میخاد یه عالمه بغلش کنم
الهی من دور مانی بگردمممممم
عزیز دلممممممم
نگاهش کن چجوری خوابیده
خاله دلی قربونت بره آخه که تو انقدر شیرینی مانی من... آدم کوچولو
صدای قلبت قرار است یک عمر تسکین دلش باشد. مثل همان روزها که خودت سر به سینه ی پدرت میگذاشتی تا از تپش دلش و صدای نفسش دلت آرام بگیرد..
پدر ها اسطوره ی تمام نشدنی زندگی فرزندانشان اند.
سایه ی شما و همسرگرامی تان همیشه بر فراز زندگی اش مستدام باشد آقای پدر.
پدر مهربانی هستید خوش بحال مانی. کوچولو.چه عکس زیبایی..ماشا..سایتون مستدام رو سرش..کنار مهربان بانویتان..
سلام آقای پدر،
چه دوست داشتنی است این عکس...
آقا مانی هم در آغوش شما تمام امنیت دنیا را حس می کند که این طور آرام به خواب رفته.
بابا... من مطمئنم... بابایی عزیزم
من مطمئنم آغوشت همیشه امن ترین آغوش دنیاس
بابا بابکم... صدای قلبت رو از همۀ صداهای دنیا بیشتر دوست میدارم
بابای سرم همیشه روی شونه های امن توئه
خدا تو رو برای من و مامان مهربونی نگه داره
به حق این شب عزیز باباجونم
الهی که همیشه تن شما و مامانی سالم باشه
الهی که همیشه زیر سایۀ شما باشم
می بینی چه آروم خوابیدم... چون شما منو بغل کردی بابا
همیشه بمون کنارم
همیشه باش بابا
من برای همیشه عمرم... وقتی صدساله میشم
به شما و مامان نیاز دارم
همیشه باشین
همیشه بمونین
راس گفتی بابک
چقدر بزرگ شدی داداش
چقدر مردتر شدی مرد بزرگ بلاگستان
این بغض لعنتی...
مبارک باشید که قطعه ای از ملکوت آسمان ها را بر دستایتان حمل می کنید...
روزگار همیشه تان، آکنده از نفس بهشتی اش...
ماشاالله ولا حول و لا قوه الا بالله العلی العظیم
خدا میدونه چقدر در آرزوی این لحظه بودم.خدا از چشم بد دورش کنه یه حسی بهم میگه مانی بیشتر دوستت داره تا تو مانی رو.......چون فرشته ها بهش گفتن که بهترین و مهربون ترین مامان بابای دنیا نصیبش شده.......مطمئنم مثل باباش با مرام و معرفت خواهد بود.
نازیییییییییییییییییییییییییییییییییی
فوق العاده است این عکس آقای اسحاقی
انگار تو یک کلام همه خوشحالی پدر از پدر بودنش و همه آرامشی که پسر از وجود پدر میگیره رو نشون میده
به مهربان بانو سلام برسونید
ای عزیز دل من :*******
بابک، چرا من به مانی عزیزم که نگاه میکنم دلم ضعف میرود، اما به تو که نگاه میکنم و به حالت قشنگت، به عشقی که در کل وجودت و حالت درآغوش گرفتن پسرت نمایان است، و به آرامش هردوتان، بغض میکنم؟
مطمئنم تو هم پدری به خوبی آقای اسحاقی بزرگ خواهی شد برای این اسحاقی کوچک دوست داشتنی