ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
1 | 2 | 3 | 4 | |||
5 | 6 | 7 | 8 | 9 | 10 | 11 |
12 | 13 | 14 | 15 | 16 | 17 | 18 |
19 | 20 | 21 | 22 | 23 | 24 | 25 |
26 | 27 | 28 | 29 | 30 | 31 |
سلام
امروز به جای اینکه برای پسرم نامه بنویسم ٬ میخوام از محبت شما تشکر کنم .
آقای اسحاقی نویسنده وبلاگ جوگیریات لطف کردند و وبلاگ نامه هایی به ( باران ) را به دوستانشون معرفی کردند . وبلاگ من وبلاگ پر طرفداری نیست و افراد کمی اون رو میخونن
و به خاطر شرایط کارم تا امروز ارتباط زیادی با دوستان مجازی نداشتم و فرصت سر زدن به وبلاگهاشون و پاسخ به محبتاشون بوجود نیومده .
فرصتی که جوگیریات به من داد یک فرصت خوب بود برای پیدا کردن دوستان جدید و البته کمی هم کارم رو سخت کرد چون توقع و انتظارات رو بالا میبره و از این پس باید در نظر داشته باشم نامه هایی که به پسرم می نویسم توسط دوستان زیادی خونده و نقد میشه .
سعی می کنم طوری بنویسم که واقعا ارزش خوندن داشته باشه و امیدوارم بتونم لطف و محبت شما عزیزان رو پاسخ بدم و از خوندن نامه های من به پسرم لذت ببرید .
باز هم از آقای اسحاقی و دوستان عزیزشون ممنونم و در اولین فرصت به نظرات شما پاسخ خواهم داد .
شما طوری ننویس که مطلوب دیگزان باشه
شما همونجوری که دوست داری با پسرت صحبت کنی بنویس.
هر چه از دل براید لاجرم بر دل نشیند
چشم حتما
منم موافق نظر تینا هستم
متشکرم
مگه کسی هم هست که بتونه یا اجازه داشته باشه نامه ی یه پدر به پسرش رو نقد کنه ... لذت شاید ، اما نقد بعید می دونم
ینی همیشه فکر می کردم اگه یه روز اونقدر قد بکشم که خدا نعمت داشتن یه بچه رو بهم بده عمررررررررن نمی ذارم هیچکس پا برهنه بیاد وسط رابطه مون ، البته از اونجایی که هنوز تو شرایطش قرار نگرفتم شاید اون موقع به این نتیجه برسم که اشتباه فکر می کردم ...
لذت بعضی روزا هیچ رقمه دیگه تکرار نمیشه ، اینو شما ، الان ، خیلی خوب می فهمی ... لذت این روزهات مدام جناب
منظورم از نقد این نبود که ایراد بگیرید
خیلی فرق هست بین نوشته ای که هیچکس نمیخواند و حرفهایی که دیگران می خوانند . متشکرم آقای جعفری نژاد عزیز
با نینا موافقم .
ممنونم
منم کامنت نینا رو تایید میکنم..
اگه ما مزاحم راحتی شماییم...بگید لطفا..ممنون
این حرف را نزنید مراحم هستین
منم کامنت برادر جعفری نژادو تایید میکنم،البته فقط دو خط اولشو وگرنه بنده در اینده به عنوان عمه ی مجازی بچه ی ایشان پابرهنه میپرم وسط رابطه شون،میخوام ببینم کی میتونه چیکار کنه؟
"خواندن" و "خوانده شدن " لذتیست که آقای اسحقی به حد کمال از آن بهره مندند.
و با این معرفی کردنهایش بارها نشان داده اند که در این امر بخیل نیستند.
:)
من هم از ایشون سپاسگذارم
سلام
دیشب تمام آرشیو را خواندم و از تک تک کلمات این نامه ها لذت بردم. چه قدر خوب نوشته شده اند. گرچه این اصلا مهم نیست. خلوص و صمیمیت نامه ها بود که مرا پابندشان کرد.
شما لطف دارید مریم خانم
از دل برامده لاجرم بر دل نشسته است
من هم از آقای اسحاقی ممنونم که باعث شدند وبلاگی متفاوت بخوانم .
وبلاگهایی که برای فرزندانشون مینویسند معمولا نویسنده مادر کودک هست و اینبار دلنوشته هایی از زبان یک پدر . به مراتب شیرینتر و دوستداشتنی تر هست ... خیلی شیرین ...
ممنون دوست عزیز
واقعا نمیدونم چطور از شما تشکر کنم
آقای اسحاقی واقعا یدونست منم ازش ممنونم برای معرفی این وبلاگ جایی که منو برای چند لحظه از این دنیای زشت دور میکنه،جایی که تو اوج گرفتاریهام میامو می خونم چون پر از عشقه
حضورتون باعث دلگرمیه افروز خانوم
چه حظّی ببره پسرتون، وقتی بیاد این نامه ها رو بخونه.
و چه حظّی می بریم ما... که دیالوگ های پدر به پسرش رو استراق سمع می کنیم.
استراق سمع ؟
منم کامنت جزیره رو تایید میکنم
آقا شما فقط بنویس باقی شو کارت نباشه
چشم