X
تبلیغات
رایتل

نامه ۱۰۲ : اما به اعتدال

دوشنبه 16 اردیبهشت‌ماه سال 1392 ساعت 08:36

سلام پسرم

دیشب تلوزیون یه برنامه ای نشون میداد که مهمون این برنامه یه خانواده و پسر کوچولوشون بود

داشتم کتاب میخوندم وبا دقت به حرفهاشون گوش نمیکردم. متوجه شدم که انگار پسره یه استعداد خاصی داره . پدر و مادرش از این میگفتن که در پنج سالگی خوندن و نوشتن رو بطور کامل بلد بوده و حالا هم گلستان سعدی رو از بر کرده .

مجری از پسر بچه پرسید : عمو جان ! دوست نداشتی تو هم مث بقیه بچه ها گرگم به هوا و قایم موشک بازی کنی ؟ و پسر بچه جواب داد : آری اما به اعتدال !

هم مجری و هم من و هم احتمالا همه بینندگان تلوزیون اون لحظه چشماشون از حدقه زد بیرون . آخه یه پسر بچه هشت ساله چی میفهمه از اعتدال ؟

رفتار و کردار این بچه و طرز حرف زدنش آدمو یاد شخصیت بوعلی سینا در اون سریال قدیمی مینداخت . نابغه کوچولویی که استاد مکتب خانه رو ذله کرده بود و از اطراف و اکناف برای مداوا پیشش میومدند و وقتی میدیدن حکیم هفت ساله است دهانشان از تعجب وا میموند .


هیچ پدر و مادری نیس که دوست نداشته باشه بچه ش خاص و نابغه باشه . بچه ها یعنی ثمره زندگی پدر و مادر و وقتی ثمره زندگی یکنفر بی نظیر و برجسته باشه معلومه که باعث افتخاره اون شخص میشه . اما سوال پیش میاد که به چه قیمت ؟

دیدید خونواده هایی که بزور بچه هاشون رو میفرستن کلاس موسیقی ؟ کلاس نقاشی ؟

بزور میخوان فوتبالیست بشن ؟ هنرمند بشن ؟ حافظ قرآن بشن؟ بزور میخوان شاگرد اول بشه ؟  دکتر بشه ؟ مهندس بشه ؟ تیزهوش بشه ؟ المپیادی بشه ؟


شاید پدر و مادرهااز اینکار لذت ببرن اما من هیچ نابغه ای رو ندیدم که دوست نداشته باشه مثل مردم عادی زندگی کنه . دلش نخواد بچگی کنه . دلش نخواد زندگی معمولی داشته باشه .


آره بابایی . منم دوست دارم تو مثل بلبل انگلیسی حرف بزنی . دوست دارم بتونی پیانو بزنی . دوست دارم دیوان حافظ رو حفظ باشی . دوست دارم نفر اول کنکور بشی ولی هیچ وقت به کاری که دوست نداری مجبورت نمیکنم . دوست دارم خودت استعدادت رو بشناسی و هر کاری از دستم بربیاد میکنم تا در اون رشد بکنی .




نظرات (6)
دوشنبه 16 اردیبهشت‌ماه سال 1392 ساعت 09:47
نمی دونم شاید خیلی مزخرف به این موضوع نگاه می کنم
اما فکر می کنم بچه باید با زمان رشد کنه ... این پدر و مادرهایی که بچه رو میفرستم جهشی درس بخونه کلاسای متفاوت می فرستن وادار می کن بچه قرآن رو حفظ کنه و هزار تا کار دیگه ... فقط می خوان خودشون رو مطرح کنن ...
امتیاز: 0 0
دوشنبه 16 اردیبهشت‌ماه سال 1392 ساعت 11:26
بسیار هم کار پسندیده ای میکنید شما. اصلا چه معنی میده بچه رو به کاری مجبور کنیم ؟ ما فقط باید اگه میتونیم راهنماییشون کنیم و تجربیاتمون رو باهاشون قسمت کنیم...
سعی کنیم استعدادهاشون رو پیدا کنیم و پرورشش بدیم. نه چشم و هم چشمی...نه چشم و هم چشمی... نه ....
امتیاز: 0 0
دوشنبه 16 اردیبهشت‌ماه سال 1392 ساعت 11:48
من دوست دارم پسرکم شاد باشه...بازی کنه انقدر که شب از خستگی با دهن باز خوابش ببره...

نمیخوام نابغه باشه...دوست دارم آدم باشه...مرد بار بیاد...مرد...
امتیاز: 0 0
سه‌شنبه 17 اردیبهشت‌ماه سال 1392 ساعت 01:46
اینقدر از پکیج هایی که به بچه ها خوندن انگلیسی و فارسی قبل از رفتن به مدرسه یاد میده بدم میاد.بعد پدر و مادر بچه با افتخار میان و میگن بچه دو ساله ما همه کلمات رو یاد گرفته!!!
خوب چه اجباریه که یه بچه کوچولو رو با زور پای این جور کارها بشونی وقتی خودش از 7 سالگی تا 30 سالگی درگیر درس و تحصیلات میشه!!!!
لآقل بذاریم به پنج شش سالی از زندگی لذت ببره بدون هیچ تحمیل و اجباری...
امتیاز: 0 0
سه‌شنبه 17 اردیبهشت‌ماه سال 1392 ساعت 17:56
سلام مدتی میشه وبلاگ شما رو می خونم .... از خوندن نامه هاتون به کوچولوی دلبندتون واقعا لذت می برم ... ایشالا در کمال سلامتی زیر سایه پدر و مادر مهربونش باشه
هزارتا لایک هم به کامنت فرشته خانوم ... من عاشق همچین بچه هایی ام
امتیاز: 0 0
سه‌شنبه 17 اردیبهشت‌ماه سال 1392 ساعت 22:14
می دونی خیلی خوبه که اینا رو می نویسی. چون وقتی چند سال دیگه توی تربیت بچه ات دچار مشکل شدی میای اینا رو می خونی و یه چیزایی دستت میاد.وقتی عصبانی شدی و بچه ات رو اذیت کردی میای می خونی و می فهمی که قبلا بهش قول داده بودی اذیتش نکنی و همیشه باهاش درست رفتار کنی...البته اگه بخونی.
امتیاز: 0 0
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)

نام :
ایمیل :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد