X
تبلیغات
رایتل

نامه ۶۵ : من و پسرم - شما همه

شنبه 14 بهمن‌ماه سال 1391 ساعت 09:35

سلام پسر عزیزم  

چهارشنبه عصر با مامانی رفتیم بیمارستان برای سونوگرافی . تقریبا یکساعت طول کشید تا نوبت ما برسه . دکتر سونوگرافی یه آقای دکتر خیلی شوخ و خوش برخورد بود . مامانی به آقای دکتر گفت که  توی سونوگرافی قبلی بهش گفتن که بچه پسره و آقای دکتر هم همونطور که داشت نگاه می کرد و یه جاهایی از بدنت رو اندازه میزد گفت که درست گفتن خانوم . 

چند دقیقه ای گذشت و من همینطور مات و مبهوت غرق تماشای تو بودم . راستش برام تشخیص تو بین اون همه اشکال درهم و برهم سیاه و سفید کار سختی بود . اما یک لحظه کاملا و به وضوح دیدمت . ستون فقراتت مثل عروس های دریایی نورانی بود و دست و پاهای کوچولوت رو دقیق و واضح میشد دید . بعد خیلی سریع و به وضوح دستت رو تکون دادی انگار که میخوای بای بای کنی . الهی قربونت برم . فیلمش رو روی سی دی گرفتم تا بعدها بشینیم سه تایی با هم ببینیم . قسمت بامزه ماجرا اونجا بود که من هم بدون توجه به سوال مامانی و جواب آقای دکتر دوباره پرسیدم : آقای دکتر بچه صد در صد پسره ؟ آقای دکتر هم گفت : صد در صد که نه . دویست درصد . و بعد زوم کرد روی اون عضو روم به دیوار شما و با موس بهش اشاره کرد و گفت : بفرمایید اینم داستان پسرتون . انقدر خندیدیم که اشک از چشمام جاری شد . 

بین خودمون باشه پسرم ولی از چهارشنبه عصر تموم مشکلات زندگی رو دایورت کردم روی داستانت  . مثلا مامانی میگه فلان چیز خیلی نایاب شده یا سیسمونی گرون در میاد یا بیمه کل هزینه زایمان رو قبول نمیکنه و  چیزای دیگه و من در جوابش میگم : غصه نخور عزیزم فدای سرت . اصلا به داستان پسرم ... 

 

  

 

پی نوشت : 

امروز صبح که داشتم میومدم سرکار یه ماشین قراضه دیدم که راننده اش شبیه همون زورگیرایی بود که اعدامشون کردن . راننده خیلی کم سن بود و بهش نمیخورد ازدواج کرده باشه و بچه داشته باشه اما پشت شیشه ماشین قراضه اش بزرگ نوشته بود : (من و پسرم - شما همه ) 

نمیدونم چرا ولی خیلی خوشم اومد . 

  

نظرات (11)
شنبه 14 بهمن‌ماه سال 1391 ساعت 09:41
سلام.یه سایت راه انداختیم باموضوع جملات زیبا خوشحال میشم بهمون سر بزنی و نظر بدی.راستی لطف میکنی اگه بتونی مارو با اسم جملات زیبا لینک کنی.ممنون.
امتیاز: 0 0
شنبه 14 بهمن‌ماه سال 1391 ساعت 10:34
امتیاز: 0 0
شنبه 14 بهمن‌ماه سال 1391 ساعت 11:10
سلام
وبلگتون خیلی جالبه

من یه وبلاگ دارم که از روز قیل از خواستگاری و عقد و دوران
حال حاضرمون توش اتفاقات رو مینویسم
راستی منم تیتر موضوعاتمو با "نامه" شروع میکنم
آرزوی موفقیت براتون دارم
امتیاز: 0 0
پاسخ:
منم همینطور اینشالا خوشبخت بشید
شنبه 14 بهمن‌ماه سال 1391 ساعت 12:44
امتیاز: 0 0
شنبه 14 بهمن‌ماه سال 1391 ساعت 13:18
ببخشید یه سوال: اگه شما دختر هم داشتید همینطوری با ذوق و علاقه براش می نوشتید؟
امتیاز: 0 0
پاسخ:
اگه به اسم وبلاگ توجه میکردید یا نامه های اول وبلاگ رو میخوندید این سوال رو نمیپرسیدین
اگه دختر بود شاید ذوق و شوق بیشتری هم داشتم
شنبه 14 بهمن‌ماه سال 1391 ساعت 14:37
زنده باشه و سلامت این دسته گلتون الهی
امتیاز: 0 0
پاسخ:
ممنون رها خانوم
شنبه 14 بهمن‌ماه سال 1391 ساعت 15:59


خدا پسر کوچولوتون رو نگه داره واستون و شما رو واسه اون، سالم و سلامت
امتیاز: 0 0
پاسخ:
مرسی طودی جان
شنبه 14 بهمن‌ماه سال 1391 ساعت 16:32
خوش به حالش در اینده چقدر این فیلم سونوگرافی براش جالبه...خیلی با مزست ادم خودشو قبل از به دنیا اومدن ببینه
امتیاز: 0 0
پاسخ:
راست میگین تجربه خیلی خاصیه
شنبه 14 بهمن‌ماه سال 1391 ساعت 21:33
شما از زبان یک پدر گفتید و من از زبان فرزند میگم :
اصلا این جمله یه حس غرور به ادم میده
یه حسی که تمام دنیا هم که علیه من باشه ، من یک کوه دارم ... یک تکیه گاه ... یه نقطه امن ... پر از قدرت ... شکست ناپذیر ... یک دنیا عشق ...
شما و همسر عزیزتون و پسر کوچولوتون همیشه سلامت باشید ایشالا .
امتیاز: 0 0
پاسخ:
ممنون دل آرام خانوم
اینشالا که واقعا اینطوری فکر کنه
یکشنبه 15 بهمن‌ماه سال 1391 ساعت 09:32
پدر شوهر عزیز نمی گی بچه نشسته بد آموزی داره
چیکار به داستان شوور مردم داری
روم سیه پدر شوور که راحت حرفیدم
عروس هم عروسای قدیم
امتیاز: 0 0
دوشنبه 16 بهمن‌ماه سال 1391 ساعت 12:31
هاهاها
خدا لعنتت نکنه خودم
خیلی خندیدم
امتیاز: 0 0
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)

نام :
ایمیل :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد