X
تبلیغات
زولا

نامه ۶۰ : مادر

چهارشنبه 4 بهمن‌ماه سال 1391 ساعت 11:38

سلام پسر عزیزم 

دیشب وقتی داشتیم می خوابیدیم وقتی به مامانت شب به خیر گفتم و دمر ولو شدم رو رختخواب  مامانت به شوخی گفت : الهی کوفتت بشه . من اولش نفهمیدم منظورش چیه ولی بعد متوجه شدم منظورش همین دمر خوابیدنه . بعد تصور کردم اگر قرار بود ۹ ماه نتونم دمر بخوابم چه مصیبتی میشد . تازه این یکی از ساده ترین محدودیت هاشه .  

بابا ها هرچقدر هم بچه هاشون رو دوست داشته باشن بازهم نمیتونن ارتباط عاطفی که بین مادر و بچه هست رو درک کنن . مصداق (پاره تن) دقیقا همینه . اینکه یک موجود زنده از وجود تو و در درون تو شکل بگیره و ۹ ماه تمام صدای طپش قلبش رو بشنوی و تکون خوردنش رو درونت حس بکنی یک چیز عادی و ساده نیست . اتفاقیه که هیچ مردی نمیتونه هیچ جور تجربه بکنه و از بین زن ها هم یه تعدادشون میتونن درکش کنن که اسمشون میشه مادر . 

واسه همینه که مادر یک کلمه ساده و یه نسبت خویشاوندی معمولی نیست . مادر یه مفهوم بزرگه و مادر بودن یک حس بی نظیر که من و تو درکش نمی کنیم پسرم .  

قدر مامانت رو بدون پسرم و هیچ وقت اذیتش نکن هرچند که حتی اگه اذیتش کنی مامانت تو رو میبخشه اما قول نمیدم که من و خدا هم ببخشیمت . 

  

پی نوشت : اینطوری با تعجب نگام نکن و لبخند موذیانه نزن پسرم . اون جمله آخر کاملا جدی و تهدید آمیز بود . 

  

 

نظرات (2)
پنج‌شنبه 5 بهمن‌ماه سال 1391 ساعت 11:58
این پست رو که خوندم ... دلم خواست پاشم برم مامانمو سفت بغل کنم و ببوسمش ... هر چند ازم دلخوره ... ولی اینکارو کردم ! مرسی
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام برسونید و قدرش رو بدونین
جمعه 6 بهمن‌ماه سال 1391 ساعت 13:31
سلام من اولین باره اینجا میام خوشحال میشم اگه لینکم کنید
خیلی نامه هاتوون و دوست داشتم
اگه موافق تبادل لینک بودید حتما بهم بگید
امتیاز: 0 0
پاسخ:
خوش اومدین
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)

نام :
ایمیل :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد