X
تبلیغات
رایتل

نامه ۵۶ : غصه نخور آدم باش

چهارشنبه 27 دی‌ماه سال 1391 ساعت 09:28

سلام گل پسر بابا 

صبح ها که از خونه بیرون میام هوا تاریکه و غروب هم که به خونه بر می گردم باز هوا تاریکه  

قدیما به این می گفتن ( از بوق سگ ) یا نمیدونم (تا بوق سگ ) شایدم از بوق تا بوق 

اینا رو نگفتم که منت سرت بذارم . میخواستم  بگم که زمستونها ما کارمندا روز رو نمی بینیم .  

اصلا بی خیال شو . یادم نیست چی می خواستم بگم . فراموشش کن . 

دیروز داشتم به این فکر می کردم که اگر تو از این بچه های بی احساس بشی من حالم گرفته میشه و اصلا آبم باهات تو یه جوب نمیره . از این بچه هایی که از همون بچگی وقتی چند ساعت از بابا و مامانشون جدا میمونن عین خیالشون نیست و اصلا دلتنگی نمی کنن . از همونا که وقتی بزرگ میشن به بهونه درس و دانشگاه میرن یه کشور خارجی و دیگه برنمیگردن یا چند ماه تو شهرستان میمونن و یه زنگ به بابا و مامانشون نمیزنن و وقتی زدواج میکنن سال به سل به پدر و مادرشون سر نمیزنن و حالشون رو نمیپرسن . از همون بچه های بی احساس که وقتی پدربزرگ و مادربزرگ می میرن عین خیالشون نیست و گریه نمیکنن و دیگه هیچ وقت به یادشون نمیفتن . آخه میدونی ؟ دیروز تو راه برگشتن به خونه دیدن یه پیرزن کنار خیابون منو به یاد خانوم جون انداخت و یک دل سیر گریه کردم اونم بعد از اینهمه سال .  

نمیدونم به عنوان یه بابا که دوست داره بهترین بابای دنیا باشه چه آرزویی برات بکنم ؟ 

این که احساساتی باشی و تا روزی که نفس می کشی غصه چیزا و کسایی رو بخوری که شاید به تو اصلا مربوط نباشند و از درد دیگران دردت بیاد .... یا اینکه آدم بی احساسی باشی و راحت زندگیتو بکنی و کاری به کار دیگران نداشته باشی ؟ 

شاید اینطور زندگی راحت تری داشته باشی و یه بابای خوب باید آرزوی زندگی راحتی برای بچه اش داشته باشه اما پسر عزیزم ... گل پسر قشنگ بابا .... آدمای بی احساس و آدمای بی درد اصلا آدم نیستن . 

امیدوارم احساساتت زیاد و دردهات کم باشه 

امیدوارم پسر گلم غصه نخوره ولی آدم باشه

 

  

نظرات (19)
چهارشنبه 27 دی‌ماه سال 1391 ساعت 13:43
امیدوارم اون روزی که اینا رو می خونه...همه چیز یه جور ِ دیگه باشه..
امتیاز: 0 0
پاسخ:
منم امیدوارم
چهارشنبه 27 دی‌ماه سال 1391 ساعت 16:33
امیدوارم پسرت آدم خوبی بشه در نهایت.. قلب داشته باشه و همونجور که دوست داری با احساس باشه و امیدوارم یادش بدی چطور از این احساس استفاده کنه که آسیب نبینه
امتیاز: 0 0
پاسخ:
درست میگین
سخته احساساتی بودن و آسیب ندیدن
چهارشنبه 27 دی‌ماه سال 1391 ساعت 17:38
درود .
نامه ی 55 بی نظیر است .
امیدوارم همه چیز آنجور پیش برود که می خواهی .

بردرود .
امتیاز: 0 0
پاسخ:
متشکرم آقا مجید
جمعه 29 دی‌ماه سال 1391 ساعت 02:01
بابای مهربون
شروع کردم ب خوندنت
میدونم با اینکار فشار روانی زیادی به خودم میارم
ولی اینقدر خالص و قشنگ نوشتی که فکر کنم ارزششو داره منی که بابای خوبی ندارم باور کنم بابای خوب وجود داره
شروع شد!
امتیاز: 0 0
پاسخ:
نمیدونم چی بگم
امیدوارم خوندن وبلاگ حس خوبی براتون داشته باشه
جمعه 29 دی‌ماه سال 1391 ساعت 10:13
چه کار قشنگی..چه ایده بکری..چقدر دوستش دارید ..56 نامه..منهم گهگاه برای دخترم نامه مینویسم هنوز 3 سالش نشده....باید بخونمتون..بیشتر..
امتیاز: 0 0
پاسخ:
خدا شما رو برای دخترت حفظ بکنه
جمعه 29 دی‌ماه سال 1391 ساعت 11:01
سلام ،چه جالب و چه پدر خوبی که از الان با پسرت حرف می ززنی و نامه می نویسی...
لذت بردم..ان شالله به سلامت به دنیا بیاد
امتیاز: 0 0
پاسخ:
ممنونم عسل خانم
جمعه 29 دی‌ماه سال 1391 ساعت 16:04
نمیدونم بچه ی بی احساس بودن برای پدر چقدر بد باشه ؟ تا حالا بهش فکر نکرده بودم .
همیشه مامان بابام بهم میگن بی احساس ترین ادم روی زمینم . امیدوارم پسرت مثل من نباشه
امتیاز: 0 0
پاسخ:
بی احساس نیستین شاید بروز نمیدین
جمعه 29 دی‌ماه سال 1391 ساعت 16:46
سلام
تازه با وبلاگتون آشنا شدم ....
مطمئنا شما یکی از بهترین پدرهایی خواهی شد و وگل پسر قدر پدر احساساتی و مهربونش رو خواهد دونست ....
چه آرزوی قشنگی برای پسرت کردی ... منم امیدوارم که احساساتش زیاد و دردهایش کم باشد...
امتیاز: 0 0
پاسخ:
و متقابلا شما هم دردهای کمی داشته باشی ممنون الی عزیز
جمعه 29 دی‌ماه سال 1391 ساعت 16:46
و وگل = و گل بود اصلاح میشود
امتیاز: 0 0
جمعه 29 دی‌ماه سال 1391 ساعت 17:43
به عنوان یه فرزند هیچ وقت محبت پدر رو نداشتم یعنی پدرم به قدری بی احساس بود و هست که حتی یکبارم بغلم نکرده و هیچ اهمیتی واسش ندارم ..
به پسر کوچولوی آینده اتون تبریک میگم واسه داشتن همچین بابای مهربونی :) کلی بغض کردم با خوند نوشته هاتون..
عزیز ِ کوچولو قدر باباتو بدون :*
امتیاز: 0 0
پاسخ:
نیلو جان بعید میدونم هیچ پدری انقدر سنگدل باشه شاید محبتش رو ابراز نمیکنه شاید ( امیدوارم ) که اشتباه کرده باشی
جمعه 29 دی‌ماه سال 1391 ساعت 20:34
اوه پس من یه بچه ی بی احساسم
ولی میدونید من معنی محبت رو هرگز یاد نگرفتم چون تو خانواده ای بزرگ شدم که دختر فرزند محسوب نمیشد اصلا آدم حساب نمیشد حسرت محبت پدر و مادرم به دلم موند
کیسه بوکس والدینم بودم حالا هم بود یا نبودشون هیچ ارزشی برام نداره
بچه ی با احساس نتیجه ی توجه دادن و احساسه
امروز یه خانمی رو دیدم همش با بچه هاش بد بود هی میزدشون نمیدونه با اینکارش در آینده ی خیلی نزدیک بچه اشو از دست خواهد داد و هرگز نمیتونه رو محبت بچه ش حساب کنه
خوشحالم یکی پیدا شده بخواد بابای خوب باشه بیشتر خوشحال میشدم اگه میدیدم بچه دختر می بود و یکی براش همینقد ارزش قائل بود
شاد باشید
امتیاز: 0 0
پاسخ:
اگر پست های اول رو خونده باشید یا اسم وبلاگ رو ببینید این نامه ها رو برای دخترم نوشتم . واقعا برایم فرقی نمی کنه جنسیت بچه
امیدوارم شما مادر خوبی برای فرزندت باشی و هرچه زندگی با شما بد کرده چند برابرش به او خوبی کنید .
دلم گرفت از خوندن این کامنت
شنبه 30 دی‌ماه سال 1391 ساعت 00:25
سلام.ما عاشق وبلاگتان شدیم
تقریبا نصف آرشیوتان را رفتیم اما امتحان داریم
چقدر خوبه که شما هستین.چقدر خوش به حال خونوادتونه
براتون آرزوی بهترینها رو میکنم
امیدوارم خدا همیشه تو زندگیتون سنگ تموم بذاره
شاد باشید و پر از آرامش
امتیاز: 0 0
پاسخ:
انشالا امتحانتون خوب بشه و بیاید بقیه اش رو هم بخونید
شنبه 30 دی‌ماه سال 1391 ساعت 07:45
ای الهی
اوریانا فالاچی هم نامه هایی به این زیبایی برای کودکی که متولد نشده بود ننوشت!

دارم فکر می کنم پسر این بابا وقتی به دنیا بیاد احتمالا گریه نمی کنه و کلی قیافه روشنفکرانه به خودش می گیره و موقع بد قلقی با خوندن این نامه ها آروم می شه!
با اجازه، ما شما را لینک می کنیم پدر مهربان!
امتیاز: 0 0
پاسخ:
ممنونم بهار خانم
من هم حتما لینکتون را اضافه می کنم
شنبه 30 دی‌ماه سال 1391 ساعت 09:34
...اینو مطمئن باش که همه این حرفارو اون نی نی کوچولو داره میشنوه و می فهمه...
شک نکن که همراه با تشکیل سلول سلول جسمش..همه حس مهر و عشقت به او منتقل شده...و فرزندی خواهی داشت که گوشت و پوست و خونش با عشق شکل گرفته...

...بابای بااحساس و مهربون هم نعمتیه..
امتیاز: 0 0
پاسخ:
میدونم که میشنوه و امیدوارم وقتی بدنیا اومد صدای من به یادش باشه و وقتهای بی قراری آرامش کنه
شنبه 30 دی‌ماه سال 1391 ساعت 09:58
از وبلاگ جوگیراتپیدا کردم اینجا را
چقدر خوب مینویسید
وخوش بخال پسر تان با این بابا
موفقیت ها نصیب شما وپسرک تان
امتیاز: 0 0
پاسخ:
ممنون از شما و جوگیریات
شنبه 30 دی‌ماه سال 1391 ساعت 10:56
سلام
از وبلاگ جوگیریات پیداتون کردم / جالبه برام که یه پدر وقت میذاره و برای پسر هنوز به دنیا نیومده اش نامه می نویسه / زیبا هم می نویسه

امیدوارم پسرتون همون جور بشه که می خواین ... احساساتش زیاد باشه و غصه نخوره ...

لینکتون کردم با اجازه ... اگه اشکالی نداشته باشه البته
امتیاز: 0 0
پاسخ:
ممنونم دنیای خورشید گرامی
من هم در اولین فرصت لینک دوستان جدید را اضافه می کنم
شنبه 30 دی‌ماه سال 1391 ساعت 11:00
شاید باید اینجا را بخوانم.
آخر به بچه دار شدن فکر می کنم...گاهی.
و به نشدنش ... اغلب!
امتیاز: 0 0
پاسخ:
اجازه بدین جواب قطعی رو بعد از بدنیا آمدن پسرم بگم
تا اینجاش که عالی بوده
شنبه 30 دی‌ماه سال 1391 ساعت 21:09
فقط کافیه یک تار موش به پدر ومادر ماهش بره کاش کسی هم باشه که قدر احساساتشو بفهمه
امتیاز: 0 0
پاسخ:
دوشنبه 2 بهمن‌ماه سال 1391 ساعت 02:34
چقدر عالی. چقدر قشنگ.. چقدر دوست داشتنی...
براتون بهترین ها رو ارزو می کنم.
امتیاز: 0 0
پاسخ:
ممنون بخاطر آرزوهای قشنگتون
و همچنین
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)

نام :
ایمیل :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد