X
تبلیغات
رایتل

نامه ۵۲ : دعای بارون

چهارشنبه 20 دی‌ماه سال 1391 ساعت 15:01

سلام پسرم 

اون قدیم ندیما که آدما توی روستاها زندگی می کردند و معنی و مفهوم شهرنشینی مثل الان نبود بیشتر مردم شغلشون کشاورزی و دامداری و زندگیشون شدیدا به عوامل طبیعی وابسته بود . وقتایی که خشکسالی می شد و بارون نمیومد مردم دست به دعا بر می داشتند و طلب بارون می کردند .مردم افرادی رو که دلهای پاک و قلبای مهربون داشتند و همیشه دعاهاشون مستجاب می شد رو دوست داشتند و بهشون احترام میذاشتن .  

دوره و زمونه عوض شد و مردم از روستاها اومدند به شهر و تا جایی که می شد از طبیعت فاصله گرفتند . فاصله که هبچ تا جایی که می شد به طبیعت آسیب زدند و خرابش کردند . بی فکری  مردم و بی لیاقتی حکومت ها دست به دست هم داد تا شهر ما بشه یک شهر زشت با یه آسمون سیاه . حالا دست ساخته های خودمون خرخره ما رو محکم گرفتن و فشار میدن و نمیذارن نفس بکشیم . حالا باید دربه در بگردیم دنبال آدمهای مستجاب الدعوه و دست به دامنشون بشیم تا با قلبای مهربونشون دعا کنند که شاید دوباره بارون بباره ... 

 

پسر گلم

حالا که نقشه های هواشناسی هم دروغگو شدند 

و هوای شهر مثل دل آدمبزرگهاش سیاه و کثیفه 

با قلب پاکت دعا کن که بارون بیاد  

اگه دستهای کوچیک و ناز تو رو به سوی آسمون بالا بره شاید

دل آسمون بلرزه و بگیره و بباره 

 

نظرات (2)
جمعه 29 دی‌ماه سال 1391 ساعت 02:19
دعای بارون یه طفل متولد نشده!
چه عجیب
امتیاز: 0 0
پاسخ:
جمعه 29 دی‌ماه سال 1391 ساعت 10:26
بابای مهربونی هستین..خوشبحال پسره نازتون..ایشا..زیر سایتون..بهترین لحطه ها رو تجربه میکنه..کنار همسر عزیزتون..
امتیاز: 0 0
پاسخ:
انشالا
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)

نام :
ایمیل :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد