X
تبلیغات
رایتل

نامه ۴۲: به یادتم

سه‌شنبه 28 آذر‌ماه سال 1391 ساعت 08:43

سلام لیمو جان 

داشتم به این فکر می کردم که در طول روز من چند بار و در چه مواقعی به یاد تو می افتم  

اول صبح ها که از خانه بیرون می آیم و مامانت را می بینم که خوابیده و تو هم توی دلش آرام و راحت خوابیده ای  

دوم ظهرها موقع ناهار یاد تو و مامانی می افتم  

سوم وقتهایی که به مامانت زنگ می زنم و حالش را می پرسم 

و چهارم عصر که به خانه بر می گردم  

و وقتهایی هم که توی خانه هستم خب همش چشممان توی چشم همدیگر است  

از این جهت مامانت خیلی بیشتر به یاد تو هست 

به هرحال تو توی دل اون هستی و بخشی از وجودش 

اینروزها مامانت هر حرکتی که می کنه و هر تکونی که میخوره و هر جایی که میره و هر کاری که می کنه تو رو توی خودش حس می کنه و به یادت میفته 

اینطوری مامانت خیلی خیلی بیشتر از من به تو فکر می کنه 

 

زودتر بدنیا بیا لیمو جان  

دلمان تو را می خواهد . 

 

نظرات (5)
سه‌شنبه 28 آذر‌ماه سال 1391 ساعت 08:48
چرا نامه 22 خالیه
دخترتو سر کار میزاری؟
امتیاز: 0 0
سه‌شنبه 28 آذر‌ماه سال 1391 ساعت 08:51
اشتباهی دکمه انتشار رو زده بدم
ببخشید
امتیاز: 0 0
سه‌شنبه 28 آذر‌ماه سال 1391 ساعت 09:13
نه خواهش میشه
حالش رو هم حلش نوشتید
آی منم چقد حسودیم میشه
کاش منم یه بابایی داشتم که برام مینوشت. بابایی ما که همیشه خدا عصبانیه و فک نکنم برای بدنیا امدنمان انقدر لحظه شماری کرده باشه
بابایی ما ازن سوسول بازیا بلد نیست
امتیاز: 0 0
سه‌شنبه 28 آذر‌ماه سال 1391 ساعت 10:01
منم دوست دارم یه نی نی تو دلم باشه
امتیاز: 0 0
سه‌شنبه 28 آذر‌ماه سال 1391 ساعت 15:12
« فرزندی که زاده نشده است » به نظرم خیلی قشنگ نیست
بهتره بذاری فرزندی که هنوز زاده نشده است
امتیاز: 0 0
پاسخ:
فکر خوبیه
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)

نام :
ایمیل :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد